تاریخ عکاسی ( قسمت چهارم )

 


داگروتیپ


در سال ۱۸۲۶ نیپس با همکاری یک هنرمند ، طراح نمایش و صحنه تئاتر به نام “لوئیس جاکس ماند داگر”  (Louis Jacques Mandé Daguerre) دستگاهی به نام “دیوراما Diorama ” (شهر فرنگ) را طراحی و ساختند. از آنجا که داگر علاقمند به ثبت تصاویر با استفاده از ترکیبات نقره بود  در سال ۱۸۲۹ با نیپس شروع به مطالعه و تحقیق در زمینه ساخت صفحه حساس به نور و دیگر تجهیزات ثبت تصویر  بوسیله اتاق تاریک کردند.

 

پرتره لوئیز داگر


در سال ۱۸۳۵ نقطه عطف کار داگر بود که کشف کرد ماده شیمیایی ترکیبی یدید نقره نسبت به نور بسیار حساس تر از بیتومین ( ماده ای است که نیپس صفحه حساس به نور خود را به آن آغشته کرده بود ) می باشد. او صفحه مسی پوشیده شده از یدید نقره را در داخل اتاق تاریک قرار می داد و پس از حدود ۳۰ دقیقه تصویر بر روی صفحه حساس پیدا می شد. اما تصویر با گذشت زمان سیاه و تیره می گشت. او سطح تصویر تشکیل شده بر روی صفحه حساس را با محلول آب گرم و نمک طعام می شست تا باقی مانده از یدید نقره باعث تیره شدن تدریجی تصویر نگردد. داگر اختراع خود را در سال ۱۸۳۹ در آکادمی علوم فرانسه با نام “داگروتیپ” به ثبت رساند .

 

نمونه ای از دوربین داگروتیپ

 


عدسی مربوط به این دوربین ها ساده هلالی شکل بود که جلوی آن کوژ و عقب آن کاو بود و عملا قدرتی از f14 بیشتر نداشت.
موضوعات عکاسان با این روش مناظر، بناها یا دیگر صحنه های ساکن بود اما گرفتن پرتره خود چالش خاصی داشت که در روش داگروتیپ همانند یک داستان بود :


استفاده از تکیه گاههای آهنی تا حتی پودر بچه بر صورت مردم مشکل را حل نکرد و گرفتن پرتره عملی نشد مگر با پیدایش دوربین آمریکایی ولکت ( Wolcott ) که به جای عدسی از آیینه خمیده استفاده می شد و بعد از آن دوربین های فویتلندر یا وگلندر ( Voigtlander ) با عدسی f3.5 که آن را یوزف ماکس پتسوال ( Joseph M.Petzval ) در اتریش طراحی نمود. که این عدسی مرکب ، با قدرت نورگیری ۱۶ برابر نسبت به عدسی اولین دوربین داگر بود. این دوربین ها تصاویر بسیار روشن تری ارائه می دادند اما عکسهای آنها بسیار کوچک و در حدود ۶×۵ سانتی متر بود زیرا قدرت پوشش لنزها ضعیف و زمان نوردهی همچنان بالا بود.

 

استودیو لوییز داگر


در طول ۵ سال پس از اختراع و اعلام رسمی داگروتیپ در پاریس ، استودیوهای پرتره در اغلب شهرهای مهم کشورهای اروپایی و امریکا ایجاد گشت که بیشتر آنها “نمایشگاههای داگری” یا “سالن های داگری” نامیده می شدند که معمولا بر سقف مسطح ساختمان احداث می شد. پس از طی نمودن پله های زیاد اتاقک شیشه ای که یک صندلی صاف بر روی سکویی بلند قرار گرفته در آنجا بود و شیشه ای به رنگ آبی بر روی سر مدل داشت بدون آنکه بر زمان نوردهی تاثیری داشته باشد. مدل داگروتیپ شدن کار بسیار سختی بود. یکی از مهمترین بخشهای آن پوشیدن لباس بود که باید با عکاس مشورت می شد زیرا فرآیند صرفا به نور آبی یا سفید حساس بود و دیگر رنگها سیاه دیده می شدند. عکاس گیره فلزی مخفی شده پشت گردن را جهت ثابت نگه داشتن سر تنظیم می کرد. دستها بر دسته های صندلی قرار میگرفت و به مدل توصیه می شد کاملا ثابت به دوربین نگاه کند و تا حد امکان کمتر چشم برهم بزند و به هیچ قیمتی حرکت نکند.

 

عکس گرفته شده با روش داگروتیپ


اگر شخص خواستار دو عکس بود این مراحل باید دوبار تکرار می شد ( یا اینکه دو دوربین کنار هم نوردهی می شدند). سپس بعد از مدتی انتظار داگروتیپ آماده تحویل بود و در قاب کوچکی نصب شده و درون جلدی با نوار مخملی قرار میگرفت.
تقریبا همه داگروتیپ ها با کلرید طلا پردازش نهایی می شد تا صفحه نقره اندود شده را تیره تر و تصویر سفید را روشن تر نماید و با پرداخت اضافه بها عکس ها با دست رنگ می شد. معمولا یک داگروتیپ حرفه ای در لندن یک تا دو پوند ارزش داشت و این از دسترس مردم عادی خارج بود. البته که پرتره های نقاشی شده رنگ روغنی گرانتر بود.  تصاویر دوربین داگروتیپ را ” رونوشت ” می گفتند.
اما اغلب مردم داگروتیپ ها را ترجیح میدادند و این اتفاق باعث اختلاف بین نقاشان و عکاسان شد.
از جایی که پرتره ها اغلب توسط داگروتیپیست های حرفه ای انجام می شد ، آماتورها به  ثبت مناظر روی آوردند.
در تصاویر مناظر داگروتیپ، همیشه ابرهای سفید در آسمان آبی ، آب در حال حرکت و نوک درختان پریشان شده توسط باد با نوردهی طولانی محو می گشت. عکس های داگروتیپ به عنوان مرجع در ساخت کلیشه ( قطعه ای فلزی است که طرح مورد نظر شما توسط اسید کاری بر روی آن حک می شود این قطعه فلزی به دو نوع گود و برجسته تقسیم می شود ) برای کتابهای سفر استفاده میگردید.

 

ادامه دارد…

 


 

همچنین ببینید : تاریخ عکاسی (قسمت سوم)

 


 

About The Author

Related posts

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *